خبرنامه سایت
برای دریافت اس ام اس های مخصوص اعضای خبرنامه و با خبر شدن از به روز شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید.
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یك داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید
ارسال در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط مسعود
اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: داستان، عجیب،
فواید خوشه بندی
ارسال در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط مسعود
یکی از بزرگترین فواید طرح تحول اقتصادی، تحولی است که در امور خیر انجام خواهد داد و به احتمال خیلی زیاد منجر به کاهش آمار طلاق در کشور می شود، همانطور که می دانید یکی از معضلات موجود در بحث ازدواج، گفتن دروغ در مراسم خواستگاری از زبان خانواده ی داماد یا عروس در مورد وضعیت اقتصادی شان می باشد،
اما با طرح خوشه بندی افراد جامعه دیگر هیچ کس نمی تواند در مراسم خواستگاری آمار و اطلاعات غلط به طرف مقابل بدهد، با توجه به دقیق بودن محاسبات مربوط به خوشه بندی و نرفتن مو لای درزش، پیشنهاد می شود از این پس در مراسم های خواستگاری خانواده ی داماد و عروس کد ملی شان را در میان دیدگان همه به 300000 پیامک کنند و اگر هر دو خانواده در یک خوشه بودند به این وصلت تن دهند.
البته پیش بینی می شود از این پس هنگامی که در خبابان های شهر قدم می زنیم مشاهده کنیم که یک عدد جوان ِکت و شلواری با لگد از یک خانه به بیرون پرت می شود و سپس یک دسته گل با سرش اصابت می کند و بعد صدای فریادی می آید که:«برو با هم خوشه ای ات وصلت کن! من دختر به خوشه یکی ها نمی دم!»
به هر حال قدیمی ها یک چیزی می دانستند که گفته اند:«کارمند با کارمند، مدیر با مدیر!، کند هم خوشه با هم خوشه وصلت!!»
همچنین پیش بینی می شود در آینده شاهد تهیه و اکران فیلمفارسی هایی بدین مضمون خواهیم شد که یک پسر خوشه اولی عاشق یک دختر خوشه سومی می شود و پدر دختر با ازدواج آنها مخالفت می کند و سپس آنها از خانه متواری می شوند و بعد در پنج دقیقه انتهایی فیلم یکهو و بدون هیچ دلیلی هر دوی آنها دچار تحولات درونی شده و متوجه می شوند که نباید از خانه فرار می کردند و ازدواج آنها کار درستی نیست، در نتیجه به خانه بر می گردند و از پدر و مادرشان می خواهند که آنان را ببخشند، سپس دختر با یک هم خوشه ای خود و پسر هم با یک هم خوشه ای خود ازدواج می کند تا علاوه بر تکمیل شدن پیام اخلاقی، فیلم انتهایی هپی همراه با آهنگ های دیمبَل دیمبُل(!) داشته باشد!
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: خوشه بندی، فواید، جک، جوک، اس ام اس،
ماشین جدید
ارسال در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط مسعود
یه روز یه خانومه که ماشینش قدیمی و خراب شده بوده تصمیم میگیره که به شوهرش یجوری غیر مستقیم بگه که یه ماشین نو میخواهد.
به شوهرش میگه عزیزم روز تولدم نزدیکه. لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو
تو 4 ثانیه بره و رنگش هم آبی باشه...
.
.
.

| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: تصاویر خندهدار، مطالب خنده دار،
برچسب ها: ماشین، جدید، تولد،
استجابت دعای زوج جوان
ارسال در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط مسعود
زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کن
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: زوج، جوان، دعا، بچه،
عاقبت یك دختر بدبخت از بچه گی تا مرگ
ارسال در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط مسعود
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: تصاویر خندهدار،
برچسب ها: عاقبت، دختر، بدبخت، بچگی، مرگ، کمدی، عکس، خنده دار،
جوک و اس ام اس های هفته سوم بهمن 88
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط مسعود
یک خانم از یک آقا هزار تا چیز می خواد اما یک آقا از بس آقاس از هزارتا خانم فقط یه چیز می خواد !
متلک جدید :خوشه تو بخورم
متلک روز: . . . خوشگله خوشه چندی ؟
فــــحش روز: . . . مرتیکه ی بی خوشه
یک سوال به سوال های اول قبر اضافه شد : در کدام خوشه عدالت قرار داشتی !؟
جمله جدید برای سر سفره عقد : عروس رفته خوشه بچینه
دعای خوشه بندی یارانه ها: اللهم انی واحد الخوشه و دور الخوشه السوم و انزلک سمتکم الیارانه و برحمتکه الرحمن احمدی نژاد و کبیره الامام خامنه ای این دعا رو برای همه اد لیستت بفرست تا تو خوشه اول قرار بگیری یکی نادیده گرفت تو خوشه پنج افتاد جدی بگیرید
درد دل یه بزاز اصفهانی: خانوم اومدس پارچه خریدس بردس بریدس دادس دوختن رفتس باش تو عروسی کلی رقصیدس قر دادس و پز دادس آ بعدی رفتس پارچه را شیکافتس پس اووردس می گد از رنگش خوشم نیومدس
میدونی بهترین واحد پول دنیا چیه !؟
تومن
چون هم تو توش هستی هم من !
مثل شقایق زندگی کن ، کوتاه اما زیبا ، مثل پرستو ، فصلی کوچ کن ، اما هدفمند ، مثل پروانه بمیر ، دردناک اما با عشق ، مثل خر عرعر کن ، بلند اما شمرده و خوانا
ترکه به دوست دخترش:
از عشق تو به کوچه و پس کوچه ها زدم
عشق و اس ام اس و ولش کن، من الان گم شدم
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: اس ام اس های هفتگی، اس ام اس های عاشقانه، اس ام اس های ارسالی، اس ام اس های سر کاری، جوک های بامزه،
برچسب ها: اس ام اس، جک، جوک، خنده دار، کمدی، عاشقانه، بامزه، بهمن 88، جدید، دسته اول، جوك، تصاویر، sms، لطیفه، طنز،
اثبات دختر با فرمولهای ریاضی
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط مسعود
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: تصاویر خندهدار، مطالب خنده دار،
برچسب ها: دختر، ریاضی، فرمول،
تبلیغات مخصوص شیك پوش ها
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط مسعود
یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم...
از دور دیدم یك كارت پخش كن خیلی با كلاس ، كاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر كسی نمیده!
خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می كرد و معلوم بود فقط به كسانی كاغذ رو می داد
كه مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند ، اهل حروم كردن تبلیغات نبود...
احساس كردم فكر می كنه هر كسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهای باكلاس و شیك پوش و
با شخصیت میده! از كنجكاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!
خدایا ، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با كلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می كنه ؟!!
كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكی كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه!
شكم مبارك رو دادم تو و در عین حال سعی كردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم!
دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده ؟ یعنی به من هم از این كاغذهای خوشگل میده...؟!
همین طور كه سعی می كردم با بی تفاوتی از كنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم كرد و یک كاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت :
" آقای محترم! بفرمایید ! "
قند تو دلم آب شد! با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی كه بهش نشون بده گفتم : ا ِ ، آهان ، خب چرا من ؟
من كه حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب ، باشه ، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم!" كاغذ
روگرفتم ...
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر می رفتم توی كیك تولدی كه دست یک آقای میانسال بود! وایسادم
وبا ولع تمام به كاغذ نگاه كردم ، نوشته بود :
دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریكا !!!
از دور دیدم یك كارت پخش كن خیلی با كلاس ، كاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر كسی نمیده!
خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می كرد و معلوم بود فقط به كسانی كاغذ رو می داد
كه مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند ، اهل حروم كردن تبلیغات نبود...
احساس كردم فكر می كنه هر كسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهای باكلاس و شیك پوش و
با شخصیت میده! از كنجكاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!
خدایا ، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با كلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می كنه ؟!!
كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكی كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه!
شكم مبارك رو دادم تو و در عین حال سعی كردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم!
دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده ؟ یعنی به من هم از این كاغذهای خوشگل میده...؟!
همین طور كه سعی می كردم با بی تفاوتی از كنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم كرد و یک كاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت :
" آقای محترم! بفرمایید ! "
قند تو دلم آب شد! با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی كه بهش نشون بده گفتم : ا ِ ، آهان ، خب چرا من ؟
من كه حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب ، باشه ، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم!" كاغذ
روگرفتم ...
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر می رفتم توی كیك تولدی كه دست یک آقای میانسال بود! وایسادم
وبا ولع تمام به كاغذ نگاه كردم ، نوشته بود :
دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریكا !!!
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: تبلیغات، شیکپوش، با کلاس، آقایان،
چرچیل و راننده تاکسی
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط مسعود
چرچیل (نخست وزیر سابق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر bbc برای مصاحبه میرفت.
هنگامی که به آن جا رسید به راننده تاکسی گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.
راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم"
چرچیل از علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده تاکسی با دیدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچیل! اگربخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم"
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
امان از ما ایرونیها
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط مسعود
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:
تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم
| معجزه ای در افزایش قد |
| شال عشق |
| تل موی جادویی |
| آموزش تكنیكهای تست زنی كنكور |
طبقه بندی: مطالب خنده دار،
